موفقیت در معاملات با ریسک پذیری

موفقیت در معاملات با ریسک پذیری

قطعا تا به حال تجربه و لذت موفقیت در معاملات را چشیده‌اید اما ادامه این لذت به صورت مداوم تابع دیدگاه، عقاید، امیال، میزان ریسک و ساختار ذهنی شماست. پیروزی و تداوم آن مثل شادی و رضایت حالت‌هایی از ذهن می‌باشند. حالت ذهنی و ریسک‌های شما شما محصول عقاید و امیال شماست. زمانیکه شاد نیستید به دشواری می‌توانید شرایط خود را تغییر دهید اما اگر بتوانید ناگهان شروع به خوشحالی کنید، خواهید دید که وضع شما هم تغییر می کند و احساس شادمانگی می‌کنید. ولی زمانیکه این تغییر حالت ناشی از یک دلیل بیرونی باشد نه یک امر درونی، خواهید دید که این شادی به صورت پایدار ادامه دار نخواهد بود.

 

موفقیت مداوم در معامله گری

رسیدن به موفقیت های مداوم به عنوان یک معامله گر به همین صورت است. شما برای کسب سود مستمر از بازار نباید روی بازار تکیه کنید، همانطوری که برای حس رضایت و خوشحالی نباید به محیط بیرون متکی باشید. مردمی که واقعا خوشحالند به هیچ چیز برای این خوشحالی نیاز ندارند.

معامله گرانی که به صورت پیوسته موفق هستند سعی نمی‌کنند این تداوم را کسب کنند بلکه واقعا دارای آن هستند. شاید کمی نامفهوم به نظر برسد ولی بسیار مهم است که تفاوت بین این دو حالت را درک کنید. استمرار چیزی نیست که سعی کنید به آن برسید زیرا سعی شما خود باعث می شود که شما به جای تمرکز بر معامله بر این امر تمرکز کنید و همین موجب عدم موفقیت تان می‌گردد. بهترین معاملات شما آسان‌ترین و بدون زحمت ترین آنها بوده‌اند و شما هیچ تلاشی برای آسان کردن آنها انجام نداده اید. شما تنها هر آنچه را که باید می دیدید، دیدید و با حضور در لحظه، جزيی از جریان بازار بوده اید. وقتی شما در جریان باشید هیچ نیازی به تلاش کردن نیست زیرا هر آنچه که لازم است در دست شماست. هیچ چیز از شما پنهان نیست و تلاشی لازم نیست. زیرا هیچ مقاومتی وجود ندارد. به عبارت دیگر آنچه شما انجام می دهید کار است نه سعی در انجام کار. شما آنچه را که از بازار می خواهید در اختیار دارید. با وجود اینکه این نحوه تفکر معقول به نظر می‌رسد ولی در عمل اینطور نیست و مشکلات زیادی سر راه است.

 

مطالب مهم دیگر
پنج عامل حیاتی برای تبدیل شدن به یک مدیر فروش سطح یک

ریسک پذیری

مفهوم ریسک پذیری

خیلی از معامله گران فکر می کنند همین که آنها وارد فعالیت ریسک آمیز معامله گری شده اند به این معنی است که ریسک را پذیرفته اند. این فرضیه کاملا اشتباه است. ریسک پذیری یعنی بدون اینکه دچار هیچ درد و رنجی شویم، تمام نتایج حاصل از یک معامله را بپذیریم. یعنی اینکه بیاموزیم طوری راجع به معامله گری و روابط خود با بازار بیندیشیم که از دست دادن موقعیت، پول و اشتباه کردن به هیچ وجه موجب نشود که مکانیزم دفاعی ذهنمان وارد عمل شده و ما را از جریان بازار بیرون بیندازد. به هیچ وجه نباید بدون در نظر گرفتن عواقب کار خود در معامله ریسک کنیم، زیرا هراس از نتایج حاصله روی دریافت ما از بازار و در نتیجه نحوه عملکردمان تاثیر می گذارد و باعث می شود که برای جلوگیری از اتفاق بدی که ممکن است رخ دهد حالت تدافعی داشته باشیم.

ریسک

استراتژی درک بازار

بازار موقعیت هایی را فراهم می‌آورد که با تحلیل آنها و بدون ترس از اینکه در نهایت چه نتیجه ای در بر خواهند داشت وارد معامله می‌شوید. وقتی ترسی وجود ندارد موفقیت در معاملات بامعامله کردن  بر اساس سیتمی که شما دارید بسیار آسان است. در این حالت می توانید از مهارت ها و تحلیل های خود بهره ببرید و از نهایت پتانسیل خود به عنوان یک معامله گر استفاده کنید. این یک چالش است. چطور ممکن است ریسک معامله‌ گری را پذیرفته باشید و در عین حال احساس ترس و ناراحتی نکنید؟ یعنی چگونه ممکن است با وجود اطمینان کامل از احتمال اشتباه و از دست دادن پول، مطمئن به نفس و شاد باشید؟ همانطوری که می بینید احساس ترس و ناراحتی شما کاملا توجیه شده و منطقی است و برای تمام معامله گران دیگر نیز وجود دارد با این تفاوت که مفهوم اشتباه کردن، بازنده شدن، از دست دادن موقعیت و غیره برای همه یکسان نیست. نحوه تفسیر موقعیت ها و حساسیت های عاطفی متفاوت است. به عبارت دیگر همه از یک چیز نمی‌ترسند.

جالب اینجاست که وقتی ما دچار یک ناراحتی می شویم حس می‌کنیم  سایرین هم احساس ما را دارند. افراد فکر می‌کنند معامله گران حرفه‌ای هم از بازار می‌ترسند ولی با اعصاب پولادین، جرات و کنترل خود موفق می شوند. کنترل شخصی وقتی قرار باشد بر علیه یک  نیروی دیگر و یا خنثی کردن آن عمل کند فرد دچار تضاد درونی می شود. و هر چه این تضاد بیشتر شود بیشتر شما را از لحظه و جریان بازار و در نتیجه کسب سود دور می کند. اینجا وجه تمایز معامله گران برتر است .اگر شما ریسک را مانند یک حرفه پذیرفته باشید دیگر بازار برای شما تهدید آمیز نخواهد بود و اگر چیزی تهدید آمیز نباشد ترسی هم درباره آن وجود ندارد. و اگر ترسی نداشته باشید نیاز به شجاعت هم ندارید. همچنین وقتی استرس نباشد نیاز به اعصاب پولادین هم نیست.

 

مطالب مهم دیگر
شناخت ارز بیت کوین

درک روانشناسی و رفتار بازار

 

نتیجه گیری

تعداد اندکی از مردم هستند که با عقاید و رویکردهای مناسبی در رابطه با ریسک پذیری و قبول مسئولیت  وارد بازار می‌شوند. بقیه وارد همان چرخه‌ای می‌شوند که معامله‌گران تازه کار در آن گیر می‌کنند و سرمایه خود را از دست می دهند. تنها کسانی این چرخه را می‌ شکنند و در نهایت موفق و حرفه ای می شوند که با آغوش باز به استقبال ریسک و مسئولیت می روند.

 

 

منبع: کتاب تحلیل بنیادی، ‌ذهنی مارک داگلاس

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.